۱۳۹۱ اردیبهشت ۸, جمعه

بهار سبز می آید

فکر می کنیم بهار همان گرم شدن و سبز شدن است. چند سال پیش نوروز ما پر از برف و یخ بود. سرما امانمان نمی داد در زمستانی که چهار و نیم متر برف آمده بود. اما واقعیتش آن بود که همان برفها، داشتند در نزدیکی خاک آب می شدند و همان آب می شد مایه حیات دوباره. زمستان سرد و تاریکی، نفسهایی طولانی نداشت. نهالهای ریز در زیر همان برف و خاک مشکی شکل گرفته بودند. همین کودها که زیر برف و سرما پوشیده شده بودند، هم برای سبز کردن فرداها هستند.
امثال که بهار اینجای ینگ دنیا واقعا بهاره، اما در همه جای دنیا این طور نیست. اما در آنجا ها هم بهار جاری است. جاهایی سرمای زمستانی اگر چه در آنها ادامه دارد، اما نهالها رشد کرده اند. کثافات کود می شوند. در مورد انسانها کودی که موجب رشد آدمها می شود، از آگاهی نهالهای نسل نو در مورد بدیها و ظلمهای گذشته ناشی می شود. قدرتمندان سرما تولید می کنند و در همه جا به همه فشار می آورند، تا همه یخ بزنند، تا بدیهایشان پنهان بشوند. بدون توجه به آن که آگاهی از آنها و جور آنها مثل کود رشد دهنده آیندگان شده و یخها آب می شوند.
شاید بهار آدمیان آنجاها با گرمای واقعی همزمان نشود، اما بهار نوید می دهد که سبزی خواهد بود. سرما و برف خواهد رفت و اثری از آنها نمی ماند. روشنایی و نور و گرما در راه است. "ندا"ی عشق بلبل را نسل نو شنیده اند که این سور اسرافیل زنذگی دوباره در بهار است. گلهای بهاری یادآور سرخی است. آنچه "خس و خاشاک" بود در واقع بذرهای پرنده و قاصدکهای پیام نوید بهار شده اند. و "مادران امید" بذر می افشانند و نسلی را مادری میکنند.
 همه جا بهار سبز در راه است. حتی اگر به ظاهر و در زیر یخبندان و کودها پنهان باشد. عید همگی مبارک


و سالهای قبل:
نوروز روز ملی ما!
وقت مستی و عشق!
عیدتون مبار ک!
و اینم تبریک چهارشنبه سوری تکراری
و آهنگهای نوروزی: سیما بینا، شکیلا.
شاد باشید.
ارسال شده در چهارشنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸۸

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر