انتظار اقبال
تمام تلاششان را می کنند که به دنیا و مردم و دیگران بقبولانند که او رییس جمهور مردم است. مردمی که معلوم نیست کجا هستند. با وجود همه تهدیدها و خطرات عملی، تنها کسانی که مخالف او و حامیان قدرتمندش هستند، قابل مشاهده اند. آنان را اراذل و اوباش و وقتی جمع باشند، خس و خاشاک می نامند.
مدعی است که دکترای ترافیک و راه دارد. استاد دکترای ادعا شده اش هم وزیر راهش شده است. وزیر راهش هم مدعی است که سی سال در همین رشته های راه و ترافیک در دانشگاه تدریس کرده است. در فقط مهر ماه، دو هزار نفر در جاده ها و راهها کشته شدند که ماههای دیگر هم کمابیش همین است. این به مراتب بیشتر از کشته های ماهانه جنگ است. ترافیک هم در ایران از تقریبا همه جا وضعیت بدتری دارد.
اگر کسانی بعد از بیش از چهار سال مدیریت کشوری، در رشته ادعا شده تخصصیشان اینقدر موفق باشند، چرا باید در زمینه های دیگر انتظار اقبال کمتری از ایشان داشته باشیم؟
ارسال شده در شنبه ٧ آذر ،۱۳۸۸
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر