"مرده آنست که نامش به نکویی نبرند
هرچند نفس بکشد و یاوه بگوید!
ما برای تشییع رفتیم قم. خیلی باشکوه بود. خیلی با عزت. و چه جمعیت زیادی.
جاتون واقعا خالی. ایران، ایران دیگه ای شده
باید بودید و میدیدید سیل جمعیتی که هیچ جوری نمیشد جلوشون رو گرفت. اینبار با چشمهای خودم دیدم که اوباش نبودند که شعار میدادند.. پدران و مادارانی مثل پدر و مادر من و تو. همین طور زنان چادر به سر، مردانی که از چهرشون میبارید چقدر مقید به دینند، با فرزندانشون، با جوونهاشون اومده بودن..
نیروهای سپاه به صاف کنار خیابون فقط ایستاده بودند و تماشا میکردند.. چون کار دیگه ائ ازشون ساخت نبود و مردم با جسارت و شهامت حرفشون رو فریاد میکردند طوری که انگار دیگه از هیچ چیز نمیترسیدند..
دیروز پیکر این مرد بزرگ، مردی که بیشتر عمرش رو به سبب خیرخواهی برای مردم ایران و انسان دوستی در محدودیت و ترد و حبس و اذیت گذروند، به شایستگی و شکوه تشییع شد،
و من از اینکه مردم در این فرصت کم و علیرغم این پوشش خبری نا جوونمردانه خودشون رو به قم رسوندن، سرشار از شوق و سپاس بودم!
کسی که ۳۰ سال کمر به ذلیل کردنش بسته بودند به زیباترین نقطه عزّت رسید و کسانیکه که یک عمر برای حفظ عزّت پوشالی شون از هیچ ظلمی فرونگذاشتند اینطور به حضیض ذلت فرو افتاده اند..
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر