۱۳۹۱ اردیبهشت ۷, پنجشنبه

تسلیت+


 این ایمیلی است که از دوست عزیزی که به ایران رفته دریافت کردم:
"مرده آنست که نامش به نکویی نبرند
 هرچند نفس بکشد و یاوه بگوید!
ما برای تشییع رفتیم قم. خیلی باشکوه بود. خیلی با عزت. و چه جمعیت زیادی.
جاتون واقعا خالی. ایران، ایران دیگه ای شده
باید بودید و می‌دیدید سیل جمعیتی که هیچ جوری نمی‌شد جلوشون رو گرفت. اینبار با چشمهای خودم دیدم که اوباش نبودند که شعار میدادند.. پدران و مادارانی مثل پدر و مادر من و تو. همین طور زنان چادر به سر، مردانی که از چهرشون میبارید چقدر مقید به دینند، با فرزندانشون، با جوونهاشون اومده بودن..
نیروهای سپاه به صاف کنار خیابون فقط ایستاده بودند و تماشا میکردند.. چون کار دیگه ائ‌ ازشون ساخت نبود و مردم با جسارت و شهامت حرفشون رو فریاد میکردند طوری که انگار دیگه از هیچ چیز نمیترسیدند..
دیروز پیکر این مرد بزرگ، مردی که بیشتر عمرش رو به سبب خیر‌خواهی‌ برای مردم ایران و انسان دوستی‌ در محدودیت و ترد و حبس و اذیت گذروند، به شایستگی و شکوه تشییع شد،
و من از اینکه مردم در این فرصت کم و علیرغم این پوشش خبری نا‌ جوونمردانه خودشون رو به قم رسوندن، سرشار از شوق و سپاس بودم! 
کسی‌ که ۳۰ سال کمر به ذلیل کردنش بسته بودند به زیباترین نقطه عزّت رسید و کسانیکه که یک عمر برای حفظ عزّت پوشالی شون از هیچ ظلمی فرونگذاشتند اینطور به حضیض ذلت فرو افتاده اند..

ارسال شده در یکشنبه ٢٩ آذر ،۱۳۸۸

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر