فکر کنم سال 73 بود که به برنامه کوهپیمایی مشهور به زنجان ماسوله رفتیم. قسمتی از روستاهایی که زلزله 1370 (1990) منجیل به اونها اثر کرده بود سر راهمان بود. قبرستانها پر از آدمهایی بود که تاریخ مرگشان یکی بود و گاه تعداد اون مرده ها از زنده های روستا بیشتر بود.
اون زلزله بزرگترین فاجعه طبیعی جهان در دهه نود میلادی بود. اما با گذشت سالها باز قربانی می گرفت. زمین ساختارهای درونی و سطحی اش در زلزله تغییر می کنه. سال قبل از اومدن ما به اون منطقه زیبا، سنگ بزرگی از کوه افتاده بود و خانه ای در زیرش ویران شده بود. همون شبی که ما به یه ده وارد شدیم، متوجه شدیم که حالت غیرعادیی داره. راهی که ازش وارد روستا شدیم یه راه خاکی روستایی بود که بر اثر زمین لغزه با ترکهای باز که گاهی تا یک متر باز شده بود، و عمیق بودند، خراب شده بود. و همون شب جوانی از ده به درون یکی از ترکها افتاده بود و گردنش شکسته بود. کلی از مردم ده با الاغ بردندش به خانه اش. ده که نه آب آشامیدنی سالم داشت، نه راه ارتباطی مناسب، نه برق، نه خانه بهداشت، .. عملا جوان گردن شکسته در اون مرده تلقی می شد....
دو تاکار گروه ضربانگ رو هم می گذارم به امید اون که ضربش با بحث هشداری زلزله ای بخونه
ادامه دارد....
ارسال شده در چهارشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٧
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر