۱۳۹۰ تیر ۲۳, پنجشنبه

بلاهای طبیعی در ایران جدی است.-4- ادامه دارد...


 یادم میاد آقایی به مهندسی می گفت، این ساختمون باغم رو خودم مهندسی کردم و کلی مشکل داره. حالا می شه بگی چطور ازین مشکلات رد شم و مهندس می گفت: شما خونه رو ساختین اما تنها کاری که نکردین" مهندسی" بوده و این مشکلات هم از همون ناشی شده! 

همون طوری که دوستان عزیزم اشاره کرده اند، عمق فاجعه تنها چیزی نیست که اتفاق خواهد افتاد، در واقع همونی است که اتفاق افتاده و هیچ کس ککش هنوز نمی گزه تا صداش در نیاد. به قول کتابی* تنها پس از وقوع زلزله ها(بلایای طبیعی) است که مردم و مسئولان دوزاریشون می افته، هر چند سالها بوده که عمق فاجعه و روشهای پیشگیری و آمادگی رو آگاهان مطلع کرده اند. و البته این حلقه ای می شه که باز از یاد بردن و فاجعه بعدی رو به دنبال داره. (بگذریم که وقتی عملکردها غیر منطقی باشه فاجعه های بشری مثل جنگها هم این گونه اند)
با اون که کارم در زمینه های دیگربود، در تهران که بودم سعی می کردم هر سال حد اکثر دو ساختمان (و نه بیشتر) رو نظارت(مهندسی) کنم که در جریان واقعیتهای ساخت و ساز قرار بگیرم و البته بتونم واقعا نظارت کنم. بر خلاف اونهایی که خرید و فروش امضاشون به راه بود. اگر می خواست واقعا نظارت بشه، کار ، بسیار پرمشقت و کم درآمدی می شد. بارها شد که برای سر زدنی به کار می رفتم و می شد، ساعتها بعد بتنی و کثیف سر از خانه در می آوردم. با وجود این که آدمهایی که من نظارتشون رو می گرفتم، سالمترین معرفها رو داشتند و اونها اصلا مثل بعضی بساز و بفروشها نبودند و گوش به حرف می دادند، اما مشکل به اونها ختم نمی شد و گاهی مجبور بودم با کارگر و سرکارگرهایی که خودشون رو معمار می دونستند و گاهی هم واقعا در زمینه ای کارشون خوب بود درگیر بشم. یادم هست که این جمله رو بارها از مالکها و اون اوستا ها می شنیدم که:" ای آقا، اگه قرار باشه همه شهر با زلزله خراب شه و این یه خونه نشه، آدمهای این خونه که بیشتر عذاب می کشند و می میرند، پس همون بهتر که اینقدر مته به خشهاش نذاری و این خونه هم مثه بقیه باشه!"
از طرف دیگه مجبور بودم برای یکی از مالکها هم که خیلی آدم خوبی بود، کلی توضیح بدم که بابا همه از آرماتور می دزدند، تو زیادتر می ذاری! این که می خوام ساختمونم قوی باشه که نمیشه دلیل. مثه این می شه که برای این که از بام نیفتی اونقدر عقب بری که ازون طرف بیفتی! طراحی بتن مسلح جوریه که هم آرماتور بیشتر و هم کمتر، برای ساختمان مشکل آفرینه!

ساختمان سازی از اون جهت که پر درآمد بود، اره و اوره سراغش آمدند و بسیاری از مهندسان به علت بی پولی یا پول دوستی گاهی تبدیل به ماشین امضایی می شدند. از کارگر تا رده های بالاتر بدون دانستن اطلاعات مربوطه و امتحان و مدرک و حتی بدون آشنایی با اصول اولیه ساختمان ساز شده اند. مهندسان در رشته هایی که مرتبط است اما اطلاعات کافی برای زلزله یا استحکام هم نداشتند مجوز می گرفتند و بعضی از اونهایی هم که اطلاعات داشتند، بی خیالش می شدند و خلاصه...
این شده که شده...
…..
 
* طراحی عملی ساختمانها درمقابل زلزله - دیوید کی- ۱۹۸۸


ارسال شده در چهارشنبه ٢٦ تیر ،۱۳۸٧

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر