حالم خوب نیست .حال هیچکدام ما ایرانی ها خوب نیست . نمی دانم چی شده . نمی دانم چرا یکباره اینجوری شد .همه چیز خوب پیش میرفت . مردم با هم دوست شده بودند ، سبزها و آبی ها و سفیدها و پرچمی ها .
همه چیز عالی بود . وقتی تیم ملی به جام جهانی رفت همه ریختند بیرون و شیرینی دادند . چرا طرفدارهای طرف برنده شیرینی نمی دند ؟
انها هم خجالت زده اند . مطمئنم انها هم اینجوری پیروزی را نمی خواهند . ما برد جوانمردانه را می خواهیم .
امشب بالای پشت بامها مردم شعار الله اکبر سر دادند . خیلی بودند . مثل انقلاب 57. من آن موقع 9 سالم بود ، هم سن خودت . مگر چه شده ؟ ما با کی طرفیم؟
بهنام عزیز ترا به خدا دعا کن .دعا کن حق ما را پس بدهند . حداقل رای ما را پس بدهند . من و خانواده دقیقاً دو ساعت و نیم زیر آفتاب ماندیم تا رای بدهیم . من رایم را می خواهم پس بگیرم .
نتیجه برایم مهم بود اما ایکاش بدون تقلب ما می باختیم.
من اس ام اسی را آماده کرده بودم که اگر بردیم به همه دوستان بفرستم و بگویم طرفدارای احمدی را دوست داشته باشیم و درکشان کنیم .
افسوس و صد افسوس.
جایت را خالی نمی کنم .
قربانت –
سی دقیقۀ بامداد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر