اما همه این ها از نوع نیستی اند. مثل تاریکی. چی تاریکی رو از هیبتش در می آره؟ نور.
چی ناامیدی رو برمی گردونه؟ امید.
چی سیاهی رو بی اثر می کنه؟ رنگ!
چی پادشاه بی لباس رو از همه چی بیشتر می ترسونه؟ همون کودکی که بلند می گه: "این که لخته!" و این به یاد هممون میاره که می دونیم اون لخته!
این نیز بگذرد. مهمترین موضوع اینه که در مقابل لشگر تاریکی، و در مقابل ناامیدی، امید رو تو دلمون نگه داریم.
هر وقت که به یاد تاریکی شدید می افتیم، یادمون بمونه: یلدا که تاریکترین شب ساله، آغاز روشنی بیشتره.
میترا، و مسیح، سمبلهای زن و مرد امید به فرداهای روشن، همین شب یلدا متولد شدند. که اتفاقا به خاطر این که روشنی و امید رو نوید بدهند!
و فرداهای روشن خواهند آمد...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر