و من برای نویسنده بسیار محترم اون و شهرام جان نوشتم:
«سلام چون گفتی که هر چه از دل تنگت آمد بگو:
شما دردی دارید در مورد ایران و ایرانیها. هر کشوری و هر آدمی در دنیا بر اساس معیارها و ارزشهایش منافع خود را می خواهد و اگر ایران امروز به گونه ای است که منافع مردم در داخل و جهان آنگونه نیست که باید؛ این درد درون است.
اما نوشته شما لایه ای از نژادپرستی دارد ودر همان لایه کاملا مطابق اصول اولیه برابری انسانها بر اساس حقوق بشر نیست. بعلاوه ایران امروز بر خلاف آن گونه تصویر می شود ترکیبی از نژادهای مختلف است و در میان این نژادها اعراب هم هستند(7% مردم ایران) و بعید نمی دانم من و شما هم در ریشه عربیتی داشته باشیم! گیر همیشه مشکلاتی است که بدین جاها ختم می شود نه اقوام و... نه دشمنان واقعی یا خیالی است بلکه خودمان و سیستمهایمان مشکل واقعی ماست».
شهرام جوابمو داد:
« نژاد پرستی بعضی وقتها یک عکس العمل است تا یک حرکت حساب شده برای یک هدف حساب شده. در این مورد خاص؛ فقط یادآوری حق های ناحق شده و ناحق های حق شده ای که بعضی هاشون رو نویسنده؛ نه من؛ در این نوشته ردیف کرده می بینی. اینها اصل درد مملکت ما یا کشور ما نیست؛ من اونقدر آدم ساده ای نیستم که بگم دلیل یا دلایل اصلی وضعیت مملکت ما یا مردم اینهاست:1؛ 2؛ 3؛... من این میل رو فرستادم چون یه گوشه از واقعیتهای تلخی که داره اتفاق می افته رو لیست کرده. یک نگاه به همین سه چهار خطی که نوشتم بنداز؛ اگه بخوان دوباره نویسیش کنم بدون کلمات عربی کلی برام دردسر می شه. ولی این واقعیت اتفاقاتی رو که افتاده یا داره می افته رو عوض نمی کنه؛ حق و ناحق هایی که به اسم کمک فلسطین یا لبنان می شه یا شده را عوض نمی کنه، در حالی که مملکت خودمون جای کمک لازم نداره. این نژاد پرستی نیست؛ فقط یک عکس العمل ساده است. دور از انتظار هم نیست......چیز جدیدی هم توش نیست...یه کم فلفل نمکش زیاده واسه جلب توجه که اونم تازه نیست...توی تمام شارجه و دوبی خیابون به اسم خلیج عربی دارن؛ توی تمام پروژه هایی که اینجا-اروپا- کارفرماهای عرب دارن؛ اسم خلیج فارس، خلیج عربی شده، و دیگه داره این اسم روش می مونه، این مدارک میاد زیر دست ما و میره و از ما کاری بر نمیاد جز حسرت خوردن، اونوقت سران عزیز ما چکار می کنن؟ من میل رو با زهر خند، و نه زیاد جدی فرستادم، دنبال هیچ حرف جدی هم نبودم، ولش»
والبته بعدش بهش نوشتم:
«همین عکس العملهاست که نژادپرستی و دشمنی فارسها با عربها و سایر اقوام ایرانی و غیرایرانی و مذاهب با همدیگر- عربها با ایرانیها- ایرانیها با افغانها- آمریکاییها با ایرانیها و ... رو ناشی شده»
برام نوشت که کاملا موافقه.
مدتهاست موضوع عربها بر زبان افتاده. ضدعرب بودن برای بعضی شده پز ایرانیت یا روشنفکری. در میان دانشجویان ایرانی در داخل و خارج از کشور بارها این موضوع موجب بروز تنشهایی با عربها شده.
من واقعا نسبت به اینها متاسفم. همون قدر که متاسفم که دولت فعلی ایران - کشوری که معتقدم صلح طلبترین مردم در خاورمیانه رو داره- بدتر از افراطیترین و رادیکالترین اعراب در دنیا شناخته می شه . و همون قدر که متاسفم که کشورهای عربی از درون با ایرانیها دشمن شده اند ولی در ظاهر این جور به حکمفرمایان مملکت مشتبه شده که همه مسلمانان جهان و البته اعراب دنبال آنها هستند اما در بسیاری از مردم کشورهای عربی همون تعصب خشک ایرانپرستان اما به صورت ضد ایرانی موج می زنه. و ضد شیعی هم در این چند سال ضد ایرانیت را تشدید کرده که با شیعه گرایی مفرط دولت اخیر ایران مرتبط است.
اما ما بیاییم از درون خود شروع کنیم تا افراطی موجب افراط دیگری نشود.
نه من با اعراب دشمن نیستم. اگر دولتهای ایشان هم بی لیاقت اند و دنبال لولویی به نام دشمن می گردند که تمام مشکلات و تضییعات را با آن توجیه کنند که برای دولت ایران؛ اسراییل و آمریکا لولوی مربوطه است و برای کشورهای عربی ایران و اسراییل؛ ما نباید خام باشیم. خلیج فارس خلیج فارس است اما نه با داد و بیداد و فحاشی به مردم و جکومتهای دیگران.
بیاییم اگر نظری هم داریم همیشه احترام خود را به تمام مردم دنیا از دست ندهیم. و حتی به دولتهایشان. با محبت باشیم. باور کنیم که دیگه مبارزه به مفهوم جنگ و انقلابیگری دوره اش باید به سر بیاد چون با منطق ناسازگاره. هنوز و شاید همیشه راههایی هست راههایی آرام.......
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر